برج حَمَل

پنجشنبه 1 اسفند 1398 09:06 ب.ظنویسنده : مهرداد

 
دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید

آمد خورشید ما باز به برج حمل
معطی صاحب عمل سیم شماران رسید
برگزیده از  غزلیات مولوی دیوان شمس


پ.ن: در راستای رسیدن اسفند ماه.ماه دلتنگی و ماه دل آشوبی

آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 اسفند 1398 09:17 ب.ظ

 

کوفتی به اسم FORWARD

پنجشنبه 3 بهمن 1398 11:08 ق.ظنویسنده : مهرداد

 



حالا نه اینکه خودم رو مبرا بدانم ولی تاجایی که ممکنه رعایت می‌کنم .این FORWARD را می‌گویم در اینستا در واتساپ در تلگرام و...
حالا خدا رو شکر اینستا ندارم ولی دوستان وگروه‌ها دیگر شورش رو درآوردن راه به راه راست به راست پیام‌های FORWARDی بدون کمی فکر بدون کمی تامل آخر این جوری که نمی‌شود!  می‌دانید با این کار نسنجیده چه قدر امنیت روانی جامعه به خطر می‌افتد و چه حریم هایی نابود می‌شود بیایید قبل از FORWARD کردن هر پیامی از خود بپرسیم آیا صحت دارد ؟ اصلا ذهن خودمان آرامش پیدا می‌کند.
نمیدانم این امروزی ها سواد رسانه ای خطابش می کنند بیایید باهم در حفظ امنیت روانی جامعه شراکت کنیم.

برچسب ها: روان.شبکه اجتماعی. ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 بهمن 1398 11:28 ق.ظ

 

ماشه

سه شنبه 24 دی 1398 08:25 ب.ظنویسنده : مهرداد

 



دقیقا بعد از حوادث سال 88 بود که آمریکا شروع کرد به اعمال تحریم‌های به اصطلاح فلج کننده و بعد آن شد که برجام تحمیل شد و نتیجه اون رو دیدیم.
حالا بعد از گذشت ده سال دوباره با دیدن شکاف بین مردم مکانیزم ماشه فعال می‌کنند.
بزرگ‌ترین ضربه‌ها رو جایی می‌خوریم که اتحاد نداریم.

آخرین ویرایش: سه شنبه 24 دی 1398 08:29 ب.ظ

 

دیده‌بان

دوشنبه 23 دی 1398 08:09 ب.ظنویسنده : مهرداد

 





هر‌موقع در مناطق جنگی  راه رو گم کردید،نگاه کنید آتش دشمن کدام سمت را می‌کوبد همان جبهه خودی است.
شهیدهمت

آخرین ویرایش: دوشنبه 23 دی 1398 08:16 ب.ظ

 

کفتار

یکشنبه 22 دی 1398 04:24 ق.ظنویسنده : مهرداد

 



ندانم کاری حضرات کار رو به جایی رسوند که سفیر انگلیس جرات کنه بیاد تو جمع معترضین و تهیج کنه جمعیت رو و از اون ور ملکه انگلیس  تسلیت گفته به  خویشان حادثه بوینگ.باورتون می‌شه ؟!

برچسب ها: انگلیس ، کفتار پیر. ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 دی 1398 04:29 ق.ظ

 

دروغ

شنبه 21 دی 1398 12:17 ب.ظنویسنده : مهرداد

 


فاجعه بار تر از سانحه هواپیما، دروغ مسولین بود.

آیا نمی‌دانستید: نجات در راستگویی است.



آخرین ویرایش: - -

 

صبر

پنجشنبه 19 دی 1398 08:31 ق.ظنویسنده : مهرداد

 


این هفته بسیاری از عزیزان هم‌وطن رو از دست دایم.
از ترور ناجوانمردانه سردار دل‌ها گرفته تا  جان باختن تعدادی از هم‌وطنان در مراسم تشیع سردار در کرمان، و فاجعه سقوط هواپیما .
به همه مردم ایران تسلیت باید گفت و درخواست صبر کرد از خدای منان.

پ‌.ن : از تقدیرگرایی  بگذریم بسیاری از این حوادث ناشی از خطای انسانیست.امید که با انجام وظیفه هر کس به نوبه خود دیگر شاهد این حوادث نباشیم.
امروز نوشت10/20 :
به دنبال سانحه هواپیمای بوینگ  حجم عظیمی از جنگ رسانه‌ای راه افتاده ،تا روشن شدن همه چیز لطفاصبر کنیم  و آب به آسیاب حریفان نریزیم.



برچسب ها: سوگ ، مصیبت.ادامه ، امید. ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 بهمن 1398 12:13 ق.ظ

 

خداحافظ سردار

جمعه 13 دی 1398 10:59 ق.ظنویسنده : مهرداد

 


فارغ از هر گرایش سیاسی 
شهادت سردار سلیمانی رو تسلیت می‌گم،هیچ‌وقت مبارزات سردار با گروه سفاک و خون‌خوار داعش رو فراموش نمی‌کنیم.

پ.ن:سردار محبتت تو قلب ما لونه کرده بود و ما نمی‌دانستیم.کاش قبل شهادتت می‌دیدمت و پیشونیت رو می‌بوسیدم.هی داد.جیگرم داره می‌سوزه .





برچسب ها: شهادت. ،
آخرین ویرایش: شنبه 14 دی 1398 06:43 ب.ظ

 

2020

چهارشنبه 11 دی 1398 12:05 ق.ظنویسنده : مهرداد

 
سال نو میلادی شد
سال دوهزارو بیست.
خدا کنه همه‌آدمای دنیا به هم نزدیک‌تر بشن، با هم مهربون‌تر‌باشن ،دیگه جنگ نباشه.
سال نو میلادی رو به همه مسیحی‌های دنیا و خصوصا هم‌وطنان مسیحی تبریک می‌گم.

آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 دی 1398 12:11 ق.ظ

 

یلدای 98

شنبه 30 آذر 1398 08:38 ب.ظنویسنده : مهرداد

 


یلدای 98 خلیج فارس.

ای نشسته بر پای سفره یلدا یک نفر دارد در برف  می‌سپارد جان



شب یلداتون مبارک باشه.
اوضاع اقتصادی خیلی از خانواده‌های اطرافیان من و شما سخته،شاید عزت نفسشون باعث بشه چیزی نگن و با سیلی صورت رو سرخ نگه دارن،اما باید هواشونو داشته باشیم.غمگین مرگ دو کولبر هموطن کرد هستم، وغمگین مرگ بیماران پروانه‌ای ای بی.


فقر مادر تمام بدبختی‌هاست.فقر آینده‌ای سست و زرد و خشک به ارمغان می‌آره ،لعنت به فقر به فاصله طبقاتی به بی عدالتی.

آخرین ویرایش: شنبه 30 آذر 1398 08:57 ب.ظ

 

خروپف

چهارشنبه 13 آذر 1398 08:20 ب.ظنویسنده : مهرداد

 
الان خونه‌ام وداریم کارای باقیمانده جهت تخلیه خونه قدیمی روانجام می‌دیم .آره تیتر رو درست خوندین خروپف.همین اول بگم خدمتون که بد دردیه.برا شخص خروپف کن نه ها برا مستمع بیچاره.با توجه به پست قبل مطلع هستین که چند روزی جایی بودم در دوره آموزشی.خلاصه بعد چند شب هرشب یه همکار میومد و مهمان اتاق می‌شد.جالب بود واقعا جالب بود همه خروپف می‌کردن همه ها!! صبح که می‌گفتم مهندس می‌دونستین خروپف می‌کنین ؟تکذیب می‌کردن لاکن صدای خروپفشون رو ضبط کرده بودم حین خواب و تعجب می‌نمودن، خلاصه اون مدت کلکسیونی از خروپف جمع کردم .با یکیشون مطرح کردم که اهل منزل چه جوری سر می‌کنن، می‌گفت خودشون گفتن که براشون مثل لالایی می‌مونه! واقعا؟!!!!!!!!!!
دوستان حالا همکار یه چیزی، همسران این بندگان خدا چه جوری سر می‌کنن با اینا همین جا خسته نباشید عرض می‌کنم خدمتشون.
به نظرم اضافه وزن تاثیر داره،چون همشون نسبتا چاق بودن.
خوش‌به حال همسر نداشته خودم
برچسب ها: کار ، همکار.دوره.خوابگاه. ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آذر 1398 08:43 ب.ظ

 

شب،تنهایی و هجوم افکار

پنجشنبه 7 آذر 1398 11:27 ب.ظنویسنده : مهرداد

 
آمده ایم  دوره، همین کمک های اولیه و این صحبت‌ها .خوب بود بسیاریشان یادآوری بود.نکات جدیدی هم یاد گرفتم.یاد چند سال پیش افتادم با هملیخ بنده خدایی رو از خطر مرگ نجات دادم،گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم چه می‌شود به‌جای یک سری برنامه‌های صدمن یه پر غاز- حقیقتا خود غاز خیلی گران شده باید گفت پر غاز-که تی‌وی پخش می‌کنه از این آموزش‌ها بذارن.راستش دوره تمام شده و تنها ماندم .هم اتاقی امروز رفت.سیگار می‌کشید از فرط استرس شغلی،این را می‌شد از پک‌های عمیقش فهمید.دلم خواست، تا الان مقاومت کردم.آینده را نمی‌دانم.ظاهر دوستم مرا پرت کرد سال‌های دور محله قدیمی شبیه یکی از دوستانم است.دور از جانش  البته .خودش را دار زد .چه قدر آدما می‌تونن شبیه هم باشن  وچه‌قدر سرنوشت‌ها متفاوت.
زنگ زدم به یکی از دوستای اصفهانی ،عاشق لهجه‌‌اشم.خیلی هم نازک حرف می‌زنه .یه بار تلفنی داشتیم حرف می‌زدیم خواهرم گفت این زنه کیه ؟ اطراف رو نگاه کردم گفتم کدوم زن، دوزاریم افتاد از خنده غش کردم، گفتم از کی تا حالا اسم زن ها ممد شده.بماند که به یه بدبختی جستیم.
از یه خبرش ناراحت شدم، فقط 25 روز زیر یک سقف. همکارم رو می‌گم که تازگی طلاق گرفت.فقط 14 روز بعد دوباره ازدواج کرد. چرا آخه؟چه‌قدر ناپایدار. سال گذشته بود گفت چند وقت دیگه عروسیمه  بلند شد رقصید دست منو گرفت بیا تو هم گفتم والا رقص بلد نیستم گفت کردی چی؟ گفتم هیچ رقصی. توصیه کرد یاد بگیرم ،ولی هنوز همونم.مثل  آهنگ مثل فیلم.گفت دست بجونبون عاشق شو .گفتم دروازه عاشقی قلبه ولی خوب تا نخوای بازش نمی‌کنی باید بخوای.
یاد دوست داشته شدن‌های یک طرفه سال‌های نه چندان دور افتادم.شاید یه وقت در موردشون نوشتم .خبری ازشون ندارم فقط می‌دونم اولی چند سال پیش صاحب بچه شد وقتی فهمیدم که مرخصی گرفته بود از دانشگاه.جایی که دیگه تدریس  نمی‌کردم و رفته بودم به دوستم  سر بزنم ،گفت می‌دونی نیلو حامله است؟
مکثی کردم و گفتم مبارکه.

پ.ن:مدتی نیستم شاید هم برای همیشه برم باید ببینم چی‌پیش می‌آد.
بعدا نوشت: یه همکار این‌جا رو می‌خونه ،به این خاطر گفتم برم ، لاکن بذار بخونه موندن اینجا ارزشش رو داره .می‌دونید عادت کردم به دوستان
انگار سال‌هاست با شما آشنام و غم و شادی شما هم باعث غم و شادی من می‌شه.اینه که می‌مونم.












برچسب ها: آموزش ، شب.تنهایی.افکار ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 آذر 1398 06:12 ب.ظ

 

حال حاضر

چهارشنبه 29 آبان 1398 10:22 ب.ظنویسنده : مهرداد

 
در حال حاضر سکو هستم،چند روزی باروون بود  اساسی، یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنفین.رعد و برق بارون مثل یه تکه چوب کوچیک وسط طوفان.
ملالی نیست.اینترنت خارجی قطع هست،خیلی برا من سخت نیست اما خب خیلیا کارشون گیره .
خانه پدری رو فروختیم، ان‌شاءالله خانواده دور هم دوباره جمع می‌شن.می‌دونید ما خیلی به هم وابسته‌ایم.خیلیا می‌گن این درست نیست.
دادیمش به یه زوج، کلی تخفیف دادم بهش، نصف ماه هم نشده خدا بهم برگردوند.این‌ها همه فضل خدای یکتاست.
راستش آشپزمون دستش درد می‌کرد، نتونست بیاد.نفری که اومده جاش هم وارد نیست خیلی.دلم برا غذا‌های آشپز قبلیه تنگ شده، برا خودش نه ها، برا غذاهاش.
بنزینم که یهویی گرون شد.مگه قرار نبود خوشه بندی بشه، دهک دهک کنن بعد.چه قدر به اموال عمومی آسیب رسید به خاطر ندانم کاری این‌ها.
دیگه چی، بذارین فکر کنم.برنامه هام به هم ریخته ،دوباره از نو باید شروع کنم.
اینجا هوا بهاریه،خونه که زنگ‌می‌زنم می‌گن سرده.
دیگه صحبت خاصی نیست امید که حال دل همه خوب باشه،به آرزوهاتون برسین.اگه چشم‌انتظارین به پایان برسه انتظار، اگه تو راهی دارین بیاد هرچی سریع‌تر،اگه مسافرین اگه مسافر دارین  چشمتون به جمال هم روشن شه. اگه کنکور دارین اگه محصلین موفق شین.  مریض دارین خدا شفا بده.گرفتاری چیزی هست حل بشه.خلاصه ایام به کام باشه.

پ.ن: خیلی سخته حرفاتو به همه بگی به جز اونی که باید.
پ.پ.ن:خدا هم این نزدیکی‌هاست هرچند باهاش کل کل می‌کنم ها ولی زیر سبیلی هوامو داره نیمه قهرم باهاش.



آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 آبان 1398 11:03 ب.ظ

 

وفا

یکشنبه 5 آبان 1398 10:38 ب.ظنویسنده : مهرداد

 


الکی خودت رو سنگدل  و بی‌وفا نشون نده خدا
بهت نمیاد، باور کن.

برچسب ها: فراغ.عمر.زندگی. ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 آبان 1398 10:38 ق.ظ

 

لاتاری

پنجشنبه 2 آبان 1398 08:44 ب.ظنویسنده : مهرداد

 
داشت با شور و اشتیاق صفحات مربوط به لاتاری رو پر می‌کرد.هر از چند گاهی هم می گفت دعا کن که اسمم در بیاد. گفتم ان‌شاءالله هرچی خیره. البته نه فقط این دوستم بلکه خیل عظیم دوستان دیگر هم هر ساله منتظر این روز ها هستند که بخت‌آزمایی کنند.
از دوستم می‌پرسم چرا می‌خوای بری ؟تو که کار داری ، خونه داری ، دو تا دختر داری . می‌گه اتفاقا به خاطر آینده این دوتا دخترم می‌خوام برم. چه بر سر جوان‌ها آمده که آینده رو این‌قدر تاریک می‌بینند یا بهتره پرسید مسولین گرامی چه کار کردین که این قدر جوون ها نا امیدن خصوصا از دست شما؟! می‌دونید از یه جهت حق می‌دم بهشون. بابت انقلاب ،  بابت ایستادگی در مقابل صدام و تحریم‌هاو ... چه رنج‌هایی  که به مردم تحمیل نشد. قسمت جالب ماجرا اینجاست که کسانی ما رو به ایستادگی تشویق کردند یا می‌کنند که صدای مرگ بر آمریکاشون گوش فلک رو کر کرده حتی سفارت آمریکا رو هم اشغال کردند!! ولی وابستگان درجه یک اون‌ها درهمان آمریکا درحال تحصیل و زندگی هستند. عجب ای عجب!! . واقعا همین‌کار جهت شکستن کمر اراده یک ملت کافیست .ریا مثل سرطان کشنده‌اس.امان از دست مسول ریاکار.



برچسب ها: ایران ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 آبان 1398 08:11 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 12 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic