:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

شنبه 30 دی 1396-04:15 ق.ظ





آقو ما یک کانکس ورزشی داریم  چند تا  از این دمبل  دوچرخه و هارتل و .....درش هست، خلاصه کنم که هر از چند گاهی یکی از این همکارای جوون ما آروم سر می‌خوره داخل باشگاه و شرو ع می کنه به ورزش و...  الباقیش رو بذارید به نثر قدیم بگم که:

 آری وضع از برای مدتی چنین بود هر از چند گاهی جوانکی شوخ و شنگ به باشگاه اندر آمدی...لیک بعد از گذر ایامی چند آنها را دیگر میل ورزش نبودی و در جواب همراهی ما فحشی نثارمان می کردند  و این هم آره سوالی بود که ذهن ما را به خود مشغول کردندی که چرا این نو سبیلان ایامی چند به فکر ساخت بدن بودی اما به ناگه دچار فراخی عظیم شدندی.....
آری کاشف به عمل آمد که به سان همیشه پای نسوان در میان بودی...این نوگلان نو شکفته ی همکار به محض دیدن یار غار به صرافت افتادندی از برای وی....
لیکن .....لیکن عزیزان بعد از مراسمات مرسومه ی عقد و عروسی ناگه به همان سیاق همیشگی برگشتندی و فراخی پیشه کردندی..و نصایح شیخ و شیوخ مهرداد بر آنها بی اثر بودی و بودی......
ورزش از برای سلامتی است یاران     نکنید از این کار ها برادران....

تا حکایتی دیگر بدرود...



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 04:04 ق.ظ


آران
سه شنبه 3 بهمن 1396 05:33 ب.ظ

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...........
من درد مشترکم مرا فریاد کن.


احمد شاملو
پاسخ مهرداد : درد مشترک ما این روز ها بی عدالتی است
ممنون آران
کاکایوسف
سه شنبه 3 بهمن 1396 01:34 ب.ظ
درود بر شیخ میم اعظم
و اما بعد
حکایت جالبی فرمودید و بسی مایه تفرح ذات کاکا گردید.
کلاس درسی از برای این نوجوانان گرام بگذارید و اندرون آن کلاس بگوییدشان که اندرونی نشینان را بعد از نکاح عاطفه و محبت بسیار باید. پرورش جسم به کار آید در برخی اوقات لکن پرورش روح و ورز دادن خلقیات نیکو در همه هنگام به کار آید چنانکه عشق در همه هنگام خوش است.
دستی به محاسن چانه مبارکمان میکشیم و میگوییم چه قدر دلمان از برای اینگونه اختلاط نمودن تنگیده بود! سپاس مر تو را شیخ میم اعظم که ما را بدین وادی نیکو کشاندی. سبویت پر می باد شیخ نیکو خصال.
پاسخ مهرداد :
سپاس از حضورت کاکا
از این دست حکایت ها بسیار است که مفرح ذات است.:)
شیختان بارها
آنها را داده پندی لیکن برادران ندارند هیچ علاقه مندی و عاشق پیشگان دیروز شوند در پوستین افتندگان امروز که وامصیبتا این چه بلایی بود از برای ما .بار ها گویمشان با هم بسازید و در هم نیاویزید چون گربکان.
مانیز دستی بر ته محاسن خویش میکشیم و خرسند میشویم که کاکا را مقبول افتاده این حکایت ساده.
بیست و دوم فوریه
شنبه 30 دی 1396 08:30 ب.ظ
تقریبا آدما همشون برای همه کارا دنبال انگیزن دیگه...قبل عقد و عروسی هم انگیزه بسیاره:| گرچه به قول شما ورزش برای سلامتیه
پاسخ مهرداد : آخر ۲۲
نمیدانید باچه شوری شروع می کنن، لیکن بعد از مراسم عروسی وا میدن....
الان باشگاه یا همان کانکس ما شده دار مراد اصلا یه وضعی، ۴ تا جوون رو این طوری شوهر دادیم...
همه قلمی ، الان به زور راه میرن..

آره مقوله فیت نس بودن از برای زوج های جوان یه انگیزه قوی برا ورزشه
آران
شنبه 30 دی 1396 04:21 ب.ظ

اندر حکایتهای مزدوج شدن و زیر بار مسئولیت رفتن چنان بالا و پایینی بر شخص بنماید که بر زیر فشارهای جانکاه و جانسوز انواع هزینه ها از جمله درمان و پوشاک و اقساط و ایاب و ذهاب و سورهای مختلف باب برآمده شدن عضلات متفاوت را باز و دوندگی بی پایانی برای تأمین مخارج زندگی در پی خواهد نهاد !
بفرمودندی بر جمله برادران گرام عجله نفرمایند که امروزه مجردی استراحت نمودندی و خود بعد پیوند مشترک باب ورزش اجباری آغاز نمودندی
پاسخ مهرداد : حقیقت که چنین است شیخ
لیک ابدانشان گرم است و این پند های ما در آنها بی اثر...بارها گفتم ای نوران بصر...ورزش از برای سلامتی است نی از برای جلافتی است..اما کو گوش که نیوش کند .
آری شاید هم بار زندگی انگیزه ی ابتدایی را از این نوسبیلان می گیرد،وتازه می فهمند چه شکری خورده اند ، هر از چند گاهی پیش شیخ آمدندی و غبطه همی خورندی و گویند آن کار که ما با خود کردیم تو مکن و خلاصه در پوستین بانوانشان همی افتند...
وشیخ گویندشان که از خدا بترسید از پوستین بدرآید که خود کرده را تدبیر نیست و الخ.....
بله آران عزیز چنین است....