:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
چهارشنبه 11 بهمن 1396-02:02 ب.ظ





چند روزی است در سایتها می‌خوانم که چند دختر خانم در میدان انقلاب تهران روسری‌هایشان را بر نوک چوبی علم کرده اند و اعتراض نموده اند بر داشتن حجاب اجباری.اما بعد دلیل برا علم کردن بسیار است ،آیا براستی تمامی مشکلات زنان با علم کردن همین دو متر پارچه حل می‌شود؟چرا برای احقاق حقوق ضایع شده تان پرچم علم نمی‌کنید؟ .واقعا جای سوال است .جمعیت دختران با پسران برابر است بلکم جاهایی حتی بیشتر ، چرا برای نبود امکانات ورزشی که حتی 1/3 سرانه ی مردان هم نیست علم نمی‌کنید؟.
چرا برا نگاه برابر در محیط کار چیزی علم نمی‌کنید؟چرا باید حقوق پایینتر از مردان  دریافت کنید و ظلم را می پذیرید؟
چرا اینقدر حضورشما در میدان سیاست کم رنگ است؟مگر نیمی از جامعه شما نیستید؟پس چرا می‌گذارید مردان برای شما تصمیم بگیرند؟وچرا های بسیار .
ای کاش رگ غیرتتان برای این همه نادیده گرفتن بالا می‌زد و پرچم علم می‌کرد،حالا هم اگر فکر می‌کنید که با نشان دادن چند تار مویتان و علم کردن دو متر پارچه به حقوقتان می‌رسید این گوی و این میدان ،علم کنید.

پ.ن ۱: مخالف حجاب اجباری هستم ولی پیرو قانون اکثریت ٬اگر خلاف اخلاق نباشه.
پ.ن ۲:تازگی جوکی خواندم که خواستار سخن گفتن خداست.بلندگو دستش بگیره و داد بزنه: های مردم منم خدا .
  خدا با معجزه هاش با مردم حرف می‌زنه .خدای ابراهیم ،خدای نوح، خدای موسی ، خدای مسیح.گفتم مسیح ،یاد حضرت مریم مقدس (س) افتادم که خدا عیسی رو بدون اینکه مردی حضرت مریم(س) رو لمس کنه به ایشان داد. حرف زدن از این بهتر؟




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 06:31 ق.ظ


آران
جمعه 20 بهمن 1396 03:08 ب.ظ

نیایشی زیبا از دکتر شریعتی

خدایا

به علمای ما مسئولیت
و به عوام ما علم
و به مومنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت

و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به دینداران ما دین

و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف

و به نومیدان ما امید
و به ضعیفان ما نیرو
و به محافظه کاران ما گستاخی
و به راکدان ما تکان

و به مردگان ما حیات
و به کوران ما نگاه
و به خاموشان ما فریاد
و به مسلمانان ما قرآن

و به شیعیان ما علی(ع)
و به فرقه های ما وحدت
و به حسودان ما شفا
و به خودبینان ما انصاف

و به فحاشان ما ادب
و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهی

و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش

الهی آمین
پاسخ مهرداد : آمین
آران
سه شنبه 17 بهمن 1396 02:25 ب.ظ

از این بهتر چه هست؟!

حاکمی در مشهد رسم بنهاد هر که از مسافران وساکنان دزدی کند ،آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند.
این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.
به جرم دزدی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد، طبق حکمِ حاکم سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.

هنگام چرخاندن، نگهبان از دزد پرسید:
بسیار سخت می گذرد؟
دزد گفت: نه !
حلوا را که خوردم، الاغ را هم که سوارم،
مردم هم که شادی می کنند و شادند، از این بهتر چه هست؟!


حکایتی است شیرین از احوال مملکت !
بیت المال را که می خورند، بنز را هم سوارند، ملت نیز خوشحال اند و جوک می سازند و می خندند.
خداوند این شادی و آرامش را از ملت ما نگیرد...
پاسخ مهرداد : واقعا از این بهتر چه هست؟
دقیقا حال و روز این روزای کشور ما رو گفته ... دست مریزاد.
داستان کوتاه منصور
دوشنبه 16 بهمن 1396 09:38 ب.ظ
سلام...

کسی که در برابرِ موسیقیِ بتهوون، باخ و موتزارت، فروتنانه، سکوت اختیار کند، به تارِ جلیل شهناز، عودِ نریمان، آوازِ شجریان و ترانه های شهرام ناظری، عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند، خیّام را گهگاه زیرِ لب زمزمه کند و تک بیت های نابِ صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که زیباییِ نستعلیق و شکسته، عظمتِ خوف انگیزِ کاشی کاری های اصفهان و اوجِ زیباییِ طبیعت را احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
شاید سخت، شاید دردمندانه، امّا بدونِ شک، به درستی زندگی خواهد کرد.

چهل نامه کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی

از حضور شما بی نهایت سپاسگزارم...
پاسخ مهرداد :
سلام آقا منصور
بله بله
به یقین تمامی کتاب ها و آثاری که برادر ابراهیمی ذکر فرمودن صیقل دهنده ی روح هستن و بالا برنده ی سطح فکر و بینش ادمی
ممنون از شما.
آران
دوشنبه 16 بهمن 1396 04:48 ب.ظ
ارتشهای آلمان، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم می جنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل می کنند تا دستکم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک می کند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر می شنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از
خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان می روند. آن شب سربازان 3 ارتش در کنار هم شام می خورند و کریسمس را جشن می گیرند.
ولی هر ۳فرمانده توافق می کنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت. شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان می
دادند! چند ساعت که گذشت باز هم پرچمهای سفید بالا رفت و پس از گفتگوی 3 نماینده ارتش ها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.
آنها آنقدر با هم رفیق می شوند که با هم عکس می گیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند! کار به جایی می رسد که این 3 ارتش به هم پناه می دهند و ...
تنها چیزی که باعث می شود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست!
این اتفاق تاریخی با نام Christmas Truce شناخته می شود. سال ها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار می خرد پل مک کارتنی هم در ویدیوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال 2005 هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام "کریسمس مبارک" می سازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و
حتی در جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش در آمد.



تمام تاریخ عبارت است جنگ دو سرباز که همدیگر را نمیشناسند و میجنگند
برای دو نفر که همدیگر را میشناسند و نمیجنگند

دکتر علی شریعتی
پاسخ مهرداد : صلح خیلی خوبه و جنگ خیلی بد ...
اگر بدونید چه خون جگرها خورده میشه تا یک کارخانه یا پالایشگاه و....ساخته بشه...همه ی اینها با یک بمب ناقابل خراب میشه....
زنده باد صلح.
سارا
دوشنبه 16 بهمن 1396 04:37 ب.ظ
بله خب وبلاگ شما و نظر شخصی شماست فقط مشکل اینه که با نظر شخصی به این نتیجه رسیدید که "اکثریت" چی میخوان و یا مشکل من و امثال من چیه!!!
با نظرات شخصی حکم کلی یک مرد درباره زنان!! خیلی هم خوب!!!
پاسخ مهرداد : سلام بر شما
***درسته که من گفتم .نظر خودم کتمان نمی کنم ،ولی خدا وکیلی من فقط نیستم .
1. ایران فقط تهران یا بهتر بگم شمال تهران نیست .
2.اکثریت جامعه مسلمون هستن و خواستار حجاب (این رو من نمی‌گم فقط).
3.تنها جایی که به نظرم شخصی نظر دادم در مورد ورزشگاه رفتن خانم ها بود .(البته با فحش های ناموسی که میدن حتی منم شرم دارم ورزشگاه برم ....)
4.جایی خوندم عمرو عاص پشت سر امام علی (ع) نماز می خوند و با معاویه نهار می خورد. گفتن آخه این جوری که نمیشه ؟!گفت نه میشه از عبادت علی (ع) گذشت نه از پلو معاویه........
این روزا جریان خیلی هاست.


سارا
دوشنبه 16 بهمن 1396 02:32 ق.ظ
در پاسخ خانم محدثه به غیر از نظر شخصی شما چیز دیگه ای نمیشد دید!!!
جمله آخر و آوردن کلمه "اکثریت" هم که تیر خلاصی بود بر همه مکاتب استنادی و علمی و آماری و اخلاقی و استقرایی!!!
پاسخ مهرداد : 1.خوب اینجا وبلاگ خودمه و نظر خودم رو نوشتم ،دوست داشتی چه بنویسم.
۲.الان مشکل شما چیه؟ من که نوشتم مخالف حجاب اجباری هستم.
۳.خوب واقعیت اینه که اکثریت خواهان حجاب هستن ، واین یعنی احترام به اکثریت.اگه دموکراسی خوبه اینم بپذیرین.
۴.با توجه به نظرات شما دارم نتیجه می گیرم واقعا مشکل شما حجاب نیست ، مشکل شما جمهوری اسلامی که البته جای نقد هم داره ولی خدا وکیلی حجاب رو بهانه نکنید، داشتن حجاب هیچ منافاتی با پیشرفت شما نداره...این صدمین باره دارم می گم، شما اگه میتونی اول رتبه آرایش زنان ایرانی را در جهان کاهش بده بعد گیر بدین به حجاب.. اول رو اعتماد به نفستون کار کنید ...
محدثه
یکشنبه 15 بهمن 1396 11:33 ب.ظ
مخالفت با حجاب اجباری مخالفت با دین خدا خدا نیست، موافقت با نشون دادن چند تار مو هم نیست، حجاب اختیاری یعنی احترام به کرامت انسانی که با اختیار معنا پیدا میکنه، وقتی که نماینده مجلس از چند همسری حمایت میکنه، این تفکر از شما نباید بعید باشه....
اما امیدوا رم متوجه بشین...
حجاب اجباری از یک تفکر منشا میگیره تفکری که بین زن و مرد تفاوت میذاره نه با فلسفه حجاب بلکه با اجباری بودنش، به بهانه کرامت زن قانون حجاب اجباری و منع ورود به ورزشگاه و هزاران چیز دیگه وضع میکنند، این تفکری که توی ذهنتون ماسیده با اساس دین خدا که اختیاره ناسازگاره...
قطعا گاند
ی وقتی که برای خودش لباس دوخت و از لباس انگلیسی ها استفاده نکرد نمیخواست بگه مردم هند باید خیاطی کنند و یا خیاطی خیلی خوبه و یا مشکل ما با خیاطی حل میشه، بلکه حرکتش شروعی بود برای یک انقلاب ...
مخالفت با حجاب اجباری شروع یک انقلابه، مخالفت با جامعهی مرد سالار و زن ستیز، که همین جامعه مانع پیشرفت زنان میشه
امیدوارم متوجه بشید...

پاسخ مهرداد :
۱.پی نوشت رو هم بخونید.
۲.مخالف چند همسری هستم.
۳.داشتن حجاب از دیدگاه شما شاید تفاوت باشه،از دیدگاه خیلی از خانمای دیگه شاید نباشه.
۴.ورود به ورزشگاه ها به نظر شخص بنده هیچ مشکلی نداره ولی اگه یه دختر داشتم تا وقتی رکیک ترین فحش ها رو تو ورزشگاه میدادن به شخصه می‌گفتم که ورزشگاه نره.
۵.اتفاقا با حجاب هم میشه به همه ی اینها رسید،ومانع نیست .کلاه خود را قاضی کنید اگه خواستار تغییر هستین حجاب مانع نیست،هوای نفسه
۶. باز هم میگم با حجاب اجباری مخالفم، ولی الان اکثریت خواستار حجاب هستن و این هم قانون هست.
آران
جمعه 13 بهمن 1396 11:30 ب.ظ

شاید برای شما هم اتفاق بیافتد..


جوانی وارد سوپر مارکت شد و مشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکند. رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده، او را نگاه می کرد.
جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی؟

زن با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی! وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی
جوان گفت: خانم این روزگار است و سنت حیات، یکی میره یکی میاد؛ شما هم خودتو ناراحت نکن...

زن در حال رفتن بود که از جوان درخواست کرد دوباره وی را مادر صدا کند..

جوان با صدای بلند صدا زد: مادر... مادر...

و
زن رو برگرداند و خداحافظی کرد و رفت.

جوان خرید را تمام کرد و رفت صندوق حساب کند. صندوق دار گفت: 280 هزار تومان!
جوان گفت: اشتباه نمیکنی؟؟
صندوقدار گفت: 30 هزار تومان حساب شما و 250 هزار تومان حساب مادرتان که گفت پسرم حساب میکند.

جوان از آن به بعد، حتی مادرش را خاله صدا میزند...
پاسخ مهرداد : د همینان که باعث میشن رسم مردانگی ور بیفته لعن الله علیهم اجمعین.
ننگ بر آنها، ولی خوب آفرین همه باید زیرک باشیم و حواسمون باشه
درود بر تو آران
آران
جمعه 13 بهمن 1396 05:44 ب.ظ

تو ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ یه آخوندی یواش اومد ﺍتاﻕ ﺗﺰﺭﯾﻘﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺰﺭﯾﻘﺎﺗﭽﯽ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭ ﺗﺎ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺭﻡ. ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺰﻥ، ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍییش ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ مشکلات کشور رﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﮕﯿﺮ!
پاسخ مهرداد : درود و سلام بر آران
خوب از یه بابتی راست گفته از یه بابتی هم نه
راست شاید آدم خوبی بوده
از طرفی هم خوب الان قدرت دست خودماست دست ایرانی ها و امثال ایشان هم در رأسش ،و نقد ها هم پیکانش باید به سوی این قشر روحانی باشه، بالاخره اونها در رأس کار هستند.
مریم
پنجشنبه 12 بهمن 1396 01:52 ب.ظ
راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی
پاسخ مهرداد : :|
کامنت تبلیغاتی
داستان کوتاه منصور
پنجشنبه 12 بهمن 1396 12:13 ب.ظ
سلام....

با داستان جعبه موزیکال به روزم ومنتظر شما ممنونم...
پاسخ مهرداد : سلام.......
چشم حتما خواهم آمد.
آران
چهارشنبه 11 بهمن 1396 11:02 ب.ظ

ای همه مردم، در این جهان به چه کارید ؟

عمر گران‌ مایه را چگونه گذارید ؟

هرچه به عالم بود اگر به‌ کف آرید

هیچ ندارید اگر که عشق ندارید

وای شما دل به عشق اگر نسپارید

گر به ثریا رسید هیچ نیرزید

عشق بورزید

دوست بدارید..


جامعه ای در تسخیر دو تفکر سنتی و مدرن !
خدا عاقبت به خیرمان کند
پاسخ مهرداد : هممممم سلام آران
آقو ما دوستشون داریم ولی قبول نمیکنن
سنت مدرنیته اخلاق اصلا یه وضعیه
سارا
چهارشنبه 11 بهمن 1396 04:00 ب.ظ
#حجاب_اجباری اولین دغدغه‌ای است که زنان دچارش می‌شوند. اولین اجبار از همان حدود ۷ سالگی. خیلی قبل‌تر از اینکه درد حضانت و ارث و حق طلاق و حتی عدم امنیت شغلی و اجتماعی را حس کنیم! حجاب اجباری لعنتی‌ترین قانون وضع شده علیه زنان است.
#دختران_انقلاب

مریم عبدی
خوبه وقتی تونستیم "اجبار" رو معنی یا تفسیر کنیم بعد بشینیم درمورد ابعادش بحث کنیم. حالا " دو متر پارچه" یا کمتر و یا بیشتر!!!
یه بنده خدایی هم میگفت حالا مشکل زنان با ورزشگاه رفتن حل میشه؟!!
پاسخ مهرداد : سلام بر شما
1.ملعبه ی دست سیاسی کاران اونور آب یا این ور آب نشید امثال خانوم علی نژاد و ....
2.اگر مسلمون شیعه هستی بدونید که پرچم این مذهب حجابه.
3.تفسیر شخصی: اینها همه اش حاشیه اس. دنبال اصل مطلب باشید، حجاب هیچ ضرری برای جامعه نداشته با همین حجاب هم میتونید احقاق حق کنید. از ما گفتن بود.
مهسا
چهارشنبه 11 بهمن 1396 03:51 ب.ظ
من بودم باب هل اتی را بستند
امكان رسیدن به خدا را بستند
ای كاش بمیرم كه خجالت زده ام
من بودم و دست مرتضی را بستند
عمریست رهین منت زهرائیم
مشهور شده به عزت زهرائیم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید
ماپیر غلام حضرت زهرائیم
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی كه تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
پاسخ مهرداد :
پیرو راستین امام علی(ع)و فاطمه زهرا (س) بودن سخته لیکن هرقدر که میتوانیم باید تلاش کنیم .
آیدا
چهارشنبه 11 بهمن 1396 03:45 ب.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم
پاسخ مهرداد : :|