:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
یکشنبه 6 اسفند 1396-03:49 ب.ظ



چه دردناکه پیکر عزیزت روی قله ی کوه ها باشه و در اوج تنهایی و تاریکی و سرما،  برف و کولاک روی پیکرش رو بپوشونه . چه غمگین و چه دردناک.
خدا به بستگانشون صبر بده.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 06:29 ق.ظ


آران
سه شنبه 8 اسفند 1396 10:59 ق.ظ

گدایان، بهر روزی طفل خود را کور می خواهند

طبیبان، جملگی مخلوق را رنجور می خواهند

گمانم مرده شویان، راضیند بر مردن مردم

بنازم مطربان، کاین خلق را مسرور می خواهند



شیخ بهایی
پاسخ مهرداد :
سپاس از حضورتون،
دل آرام
دوشنبه 7 اسفند 1396 03:03 ب.ظ
به شخصه بنده که هیچکدام از این عزیزان را نمیشناسم از ته دل رنج کشیدم . عمیقا گریه کردم و بی تاب شدم .. وای به حال خانواده شان
خداوند به همه خانواه های داغدار صبر بده
پاسخ مهرداد : آره واقعا صبر بده...
سر سفره بغض کردم ..وقت بود بزنم زیر گریه ...به بهانه ی دست شستن بلند شدم و آبی به صورت زدم و برگشتم.
دل آرام
دوشنبه 7 اسفند 1396 03:01 ب.ظ
پارسال یک گربه کوچولو خریدم خیلی نحیف بود .مادر نداشت و دلم سوخت
عکسش رو میذارم در وبلاگ
والده بنده مخالفت شدیدی با آوردن گربه دارند .گاهی که چشم منو دور میدید گربه نازنینم رو پرت میکردن توی حیاط .. چه ارتباطی به این پست داره ؟
ارتباطش اینه که اسم این بچه گربه کوچولو و نحیف رو ایران گذاشته بودم .
این پست رو خوندم یاد اون افتادم
حقا که این گربه ما همیشه سیاه و نحیف و رنجور است ...
پاسخ مهرداد : حقا که رنجور و نحیفتر میشود این ایران ما....
از بی عدالتی، از بی شرافتی،از دزدی...واز خیلی چیزای دیگه....
عکسش رو بذارید،
در رابطه با گربه ها بعدا پستی خواهم نوشت.
کیانا
یکشنبه 6 اسفند 1396 05:31 ب.ظ
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده
پاسخ مهرداد : :|