تبلیغات
گلاریژان - تحقیر

تحقیر

چهارشنبه 9 اسفند 1396 02:47 ب.ظنویسنده : مهرداد

 

خبر را خواندم :هواپیمای حامل دکتر محمد جواد ظریف که در کنفراس مونیخ شرکت کرده بود در فرودگاه مونیخ زمین گیر شده بود دلیلش هم ترس از تحریم های آمریکا و در نتیجه ممانعت از سوخت گیری هواپیمای حامل ایشان بود تا اینکه ارتش پادر میانی کرده و سوخت تهیه می‌کند.
وبله اینگونه بود که تحریم ها رفتن!!چه تلخ.
بگذریم، هرچند احساس بد تحقیر شدن به من دست داد. اما نشستم وخوب فکر کردم ،دیدم شاید مشکل از ماست از مردم از دولت مردان .سال ها مردم توسط خودی های بی خدا تحقیر شدن .سر صف یارانه ،صف سهام عدالت ،سر کیفیت خودروها در نظام سلامت در بیمارستانها در بانک ها ،بله این ملت دیگر به تحقیر شدن عادت کرده است دیگر از بیگانگان چه انتظار؟!
 نمی دانم تفاوت ملتی که دم از ایمان می زند وملت‌هایی  نظیر ژاپن و آلمان در چیست که آنها حداقل به لحاظ کار و امور اقتصادی بعد از با خاک یکسان شدنشان  دوباره ققنوس وار به پا خواستند.بیایید دیگرخودمان را گول نزنیم فرهنگ کار و تلاش و غیرت در ما مرده است وجایش را پک زدن به قلیان و آرق بد از دیزی با پیاز  گرفته است.


برچسب ها: ساست تحریم برجام ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 07:29 ق.ظ

 
یکشنبه 13 اسفند 1396 12:43 ب.ظ

یک دقیقه سکوت...
بخاطر خجالت کشیدن مردی که درامدش کفاف زندگیشو نمی دادچه برسد به خرید عید و پای رفتن به خونه رو نداش

یک دقیقه سکوت...
بخاطر شرمندگی مردی که لباس چروکیده دست دوم رو بنام جنس خارجی تن بچش کرد برویش خندید و در خفا اشک ریخت

یک دقیقه سکوت...
بخاطر زنی که با شرافت تمام غرورش را زیر پا گذاشت و خونه تکونی دیگران رو انجام داد و خانم خونه اربابی کرد براش ولی تسلیم هیچ نامردی نشد

یک دقیقه سکوت...
بخاطر تبسم مصنوعی بر کنج لب زنی که چرخ کرده سنگدونی مرغ رو بجای گوشت چرخ کرده بخورد بچه در ارزوی کبابش داد

یک دقیقه سکوت...
بخاطر مستاجری که سر درد رو بهونه کرد و دستمال بر سر بست و پتو بر سر کشید و گریه کرد برای عید که صاحبخونه در قبال اجاره های عقب افتاده جوابش کرده بود

یک دقیقه سکوت...
بخاطر بچه ای که خجالت کشید و تو کوچه نیومد و با حسرت از لای در همبازی های لباس نو بر تن رو دید زد زیر گریه

یک دقیقه سکوت....
به خاطر انسانیت که این روزا مرده ولی تو میتونی اونو زنده کنی...

این روزا هوای خیلیارو داشته باشیم
مهرداد
بله این روزا باید هوای فقرا رو بیشتر داشت.
سپاس.
شنبه 12 اسفند 1396 09:03 ب.ظ

دانایی مشغول نوشتن با مداد بود.
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
دانا لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم.

می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی! پسرک تعجب کرد!
چون چیز خاصی در مداد ندید.
دانا گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری.

اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!

دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد!

سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاك كن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست!

چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید!

پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى كنى، ردی از آن به جا مى ماند؛ پس در انتخاب اعمالت دقت کن!
مهرداد
سپاس
جمعه 11 اسفند 1396 10:48 ب.ظ
سلام
منم میگم ایراد از خودمان هست . توسری خور و محقر بار آمده ایم و با وقاحت هرچه تمتم به تمدن 2500 سال قبل از تحقیری مینازیم و پوزش رو میدیم.
مهرداد


سلام بر بانو دل آرام گرامی.
بلی پز دادن الکی واز روی نادانی و حماقت، باید دانست که برای پرت شدن به مراحل زندگی نخستین کافی است یک نسل را بی سواد بار آورد.
جمعه 11 اسفند 1396 03:37 ب.ظ
باغ بارانی

کسی ما را نمی پرسد ...
کسی ما را نمی جوید ...
کسی تنهایی ما را .. نمی گرید ...
دلم در حسرت یک دست .. دلم در حسرت یک دوست ...
دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است ...
و اما با توام ای آن که بی من .. مثل من تنهای تنهایی ...
کدامین یار ما را .. می برد تا انتهای باغ بارانی ...
کدامین آشنا آیا .. به جشن چلچراغ عشق .. مهمان می کند ما را ...
بگو ای دوست .. بگو ای آن که بی من .. مثل من تنهای تنهایی ...
تو که حتی شبی را هم .. به خواب من نمی آیی ...
تو حتی روزهای تلخ نامردی .. با نگاهت التیام دستهایم را دریغ از ما نمی کردی ...
من امشب .. با تمام خاطراتم با تو خواهم گفت ...
من امشب .. با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت ...
من امشب .. دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد ...
همان دریا که می گفتی .. بغض شکوه هایم از گلوی موج خیزش زخم بر می داشت ...
همان دریا که می گفتی .. تو را در من تجلی می کند ای دوست ...
بگو ای دوست .. بگو ای آن که بی من .. مثل من تنهای تنهایی ...
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی .....
مهرداد

سپاس
شعر غمگینی بود.
پنجشنبه 10 اسفند 1396 09:22 ق.ظ
از ماست که بر ماست !
همیشه عادت کرده ایم که تقصیر را گردن دیگری بیندازیم ، آمریکا بد است که ما این چنینیم ؟ ، دولت بد است که از هم می دزدیم ؟ و ....
البته منکر این نیستم که مدیریت درستی صورت نگرفته و خیلی مشکلات مدیریتی هست
مهرداد
به نظر حق ملت و دولت بر هم کنشی متقابل دارند.
عدم مدیریت صحیح در حد کلان بل بشو امروزی را به دنبال دارد.
خصلت های مردمان و فرهنگ غالب هم عامل دیگر این هر کی هرکی امروزی هست .
در کل انسان موجودی متفکر است و نقشش رو به عنوان یک سلول اجتماع نباید فراموش کند و مسولیت های خود را اینقدر به گردن این و آن نیندازد.
سپاس از حضورتان
پنجشنبه 10 اسفند 1396 12:33 ق.ظ

ﺻﺎﺩﻕ هدایت در کتاب بوف کور از سیزده درد مشترک ایرانیان چنین مینویسد :

١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ.
٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
٦ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ ‏« ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ‏» ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٧ - ﮐﻠﻤﻪ ﯼ ‏«ﻣﻦ ‏» ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ‏« ﻣﺎ ‏» ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ.
٨ - ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٩ - ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٠ - ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻋﺎﺟﺰﯾﻢ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
١١- ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
١٢ - ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٣ - ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ آخر ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ.



صادق هدایت
مهرداد
به حق که بسیاری از خصلت های مردمان امروز ایران است
سپاس
چهارشنبه 9 اسفند 1396 04:24 ب.ظ
سلام
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
مهرداد
:|