:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

جمعه 4 خرداد 1397-10:10 ب.ظ





صبح زود بود رفتم که کارت پرواز خودم و دوستم رو بگیرم .شاید بر حسب عادت بود.ولی نمی‌شد تو صورتش نگاه کنم!.سلام کردم. پرسید بار دارم یانه)چمدان و کوله پشتی و اینا(،من هم گفتم نه. درمورد دوستم پرسید .یهو گفت آقا کجا رو داری نگاه می‌کنی؟با شمام!؟ .نمی‌دونم چرا عصبی بود و از چی ناراحت .با آرایش غلیظی که داشت دوست نداشتم نگاهش کنم.کارت‌های پروازمون رو گرفتم،برگشتنی شنیدم زیرلب داشت به‌من می‌گفت عقب افتاده .رفتم پیش دوستم نشستم و شروع کردم به گوش دادن موسیقی و فراموش کردن حرفش که مثل تیزی خنجر قلبم رو سوزوند.داشتم پیش خودم فکر می‌کردم اگه عقب‌افتادگی اینه که به صورت مثل عروس آرایش کرده‌اش نگاه نکردم!آره، من عقب‌افتادم که هیچ ،این عقب‌افتادگی رو هم دوست دارم.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 11 خرداد 1397 11:45 ق.ظ


دل آرام
جمعه 11 خرداد 1397 01:00 ق.ظ
از شما پرسید باردارید ؟؟؟؟؟

من نگرفتم این مهرداد !!!



ضمنا اینجور افرادی که بیحد خود آرایی دارند مشکلی درونی هست کهخ سخت رنجشان میدهد !

آرایش خیلی عالیه ولی .... بگذریم.
پاسخ مهرداد : نننننننه
خدای من ، منظورش از بار ، کوله پشتی و چمدان ....بود .من مخالف آرایش نیستم ها، اتفاقا موافقم .واقعا تموم خانوما آرایش رو دوست دارن، والبته بسی زیباتر میشن با این کار وکلی تو روحیه‌شون تاثیر می‌ذاره ، اصلا حدیث داریم که خانوم ها باید خودشان را بیارایند و ظاهری آراسته داشته باشن.
ولی خوب آرایش رقیق داریم ، غلیظ داریم ، مخصوص اندرونی داریم ، مخصوص بیرونی داریم چه خوب میشه بجا استفاده کنن.
سپاس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.