:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
پنجشنبه 16 دی 1395-05:09 ب.ظ








1.صدای بوق ماشین ها رو شنیدم،یاد چند ماه پیش افتادم.صدای زنگ در به صدا در  اومد مرد میانسالی بود بعد از سلام و علیک از همسایه چند درب پایین تر پرسید . دوزاریم افتاد تحقیق امر خیر بود .حقیقت را گفتم پدر خانواده معتاد بود ،سنتی . بنا بود به هر رویی خرج خانه را در می آورد و البته خرج عملش را نیز هم از دختره پرسید گفتم دختر سالمی است و اهل دوست پسر و این حرف ها نیست و واقعا نبود با وجود فقر مالی  و فرهنگی خانواده  دختر های نجیبی بار امده بودند.
صدای بوق ماشینها و هم همه ی جمعیت رشته ی افکارم را پاره کرد تو دل خودم گفتم :همممممم یکی دیگر را هم شوهر دادیم آخر میدانید ما قدیمی محل محسوب میشویم قریب به چهل سال است که این محله ایم و از برای تحقیقات اینچنینی سراغ خانواده ما می آیند.

2.دچار عذاب وجدان شدم.
 مشکلی از برای خط همراهم پیش آمد کرده بود والبته از برای خیلی از مردمان دیگر که خطشان ایرانسلی بود .هجمه ی مردم به معدود مراکز خدمات مشترکین باعث ازدحام جمعیت شده بود چند ساعتی آنجا بودم هنوز نوبتم نشده بود. ناگاه رئیس تشکیلات را دیدم از دوستان قدیمی بود فورا مدارک را گرفت و گفت برو تا شب حل است. وحل شد وصد البته همه اش چهره ی آن مردمانی که که ساعت ها انجا منتظر بودن الان جلوی چشمانم میاید.و بدتر  از همه متناقض بودن این  عمل با افکارم.اما خوب چه میشد کرد تو ذوق دوست قدیمی میزدم و میگفتم نه؟به نظرم باید همین کار را میکردم و محترمانه به دوستم میگفتم نه.
پ.ن :
ازخودم دلگیرم من آخرش نه یه بچه مسلمون خوب میشم و نه یه دگر اندیش خوب.موندیم این وسط لنگ در  هوا.
خدایا خودت کمک کن حداقل آدم باشم.
آهنگ تقدیم دوستان.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 05:26 ب.ظ


مدادرنگى
جمعه 1 بهمن 1395 12:08 ب.ظ
چقدر افكارتون شبیه منِ!
منم همیشه اینجور وقتا دچار عذاب وجدان میشم.ما بیشتر از خودمون درگیره دیگرانیم،یكبار هم كه خودمون رو تو اولویت بذاریم،پایبندیمون به اخلاقیات و وجدان،اجازه نمیده از این بها دادن و در اولویت بودن لذت ببریم.
دختر همسایتونم خوشبخت بشه الهى
پاسخ مهرداد :

درود.فکر کنم من و شما محصول یه جهان بینی مشترک هستیم.آفرین بر شما که پایبند اخلاقیات و وجدان هستین.میدونید ؟اگه این کار رو بکنیم یه جورایی احساس میکنیم به خودمون دروغ گفتیم.و به جهان پیرامون نیز هم.
سلامت باشین بانوی گیلان همیشه سبز.
مراقب خود و خانواده هم باشید.در پناه حق .
جیرجیرک
شنبه 18 دی 1395 01:55 ق.ظ

دمتونم گرم . حقیقتا دمتون گرم .

برای دوست منم این مشکل ایرانسلی پیش اومده بود که میگفت جهت تکمیل ثبت نام مراجعه کن و فلان . بعد ما هم که رفتیم خیلی شلوغ بود . از هر نفرم چهار هزار تومن میگرفتن بابت اینکه این کارو انجام بدن . انقد حرصم گرفته بود از این کار ایرانسل . یعنی چی آخه ؟ این هممممه چهار هزار تومن برای چی آخه ؟

خیلی کارای یانی رو دوست دارم
پاسخ مهرداد : وظیفه است جیر جیرک .
اصلا به وضعی بود اون از خدمات دهیش این همه از رفتارش با مشتری ، اون هم مشترک قدیمی
خاک بر سر ایرانسل .
واقعا یانی آهنگاش رویایی هستن .
دل سوختگان
جمعه 17 دی 1395 09:53 ب.ظ
تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی
اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.
وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.
برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره... خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه.

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه..
همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.
اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.
شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند.....
ما با احساس زنده هستیم نه با اموال.
قدر همدیگه رو بدونیم


" دکتر الهی قمشه ای "
پاسخ مهرداد : درود بر بزرگ مرد دلسوخته، آقو امیدوارم به مرادت برسی و از دل سوختگی خارج بشی، .همونم گفتی فصل امتحانات هستش ،امیدوارم موفق باشی و در اونا تاپ بشی .
پست البته آدم انسان است و همین به معنای انس و الفت و دوستی و در کنار هم بودن است
موفق باشی و دلشاد