:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
سه شنبه 21 دی 1395-11:59 ق.ظ






پشت رایانه ام بودم که برادرم زیرنویس شبکه ی خبر رو خوند:
آیت الله هاشمی رفسنجانی درگذشت.
به دور از تمامی هیاهوهای سیاسی و جناحی چیزی تودلم یه هو فرو ریخت.بالاخره عمری اسم ایشون رو شنیده بودیم و مستقیم و غیر مستقیم در  زندگی روزمره ما با توجه به سیاست های کلان مملکتی خوب یا بد تاثیر خودش رو گذاشته بود.

خدا رحمتش کنه.


پ.ن:
جدایی از   تمامی اینها خودم هم احساس کردم یه لحظه در حال پیر شدنم.هیییییییییییییی.






نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 05:25 ب.ظ


مدادرنگى
چهارشنبه 13 بهمن 1395 07:11 ب.ظ
حقیقته و زههههههره مار
مگه من چند سالمِ؟!!!!!
حالا من یه چیزى گفتم،باید تایید كنى حتما؟!!!!
رسیدن بخیر:)
پاسخ مهرداد : ای داد بر من
ای بیداد برمن
منظور خودم بود وگرنه که شما ماشالا بزنم به تخته .جوون هستین .
خلاصه ببخشید یادم رفت
ممنونم.عجب خوش آمد گویی، هنوز گوشم از شدت صدا داره زنگ میخوره.
مدادرنگى
جمعه 1 بهمن 1395 12:03 ب.ظ
آره،پیر شدیم
پاسخ مهرداد : هیییی بانو
این حقیقته
مهم دله
امیدوارم روحیه ای شاد و دلی همیشه جوان داشته باشید

بنیتا
چهارشنبه 22 دی 1395 10:48 ق.ظ
سلام خودرو دارید ؟ فروشگاه آنلاین کیسه زباله خودرو ,خرید پستی تحویل درب منزل یا محل کار
پریچهر
سه شنبه 21 دی 1395 12:19 ب.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم