:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395-06:46 ب.ظ







شکلات
دی ماه بودسال پیش یک روز تهران رفته بودم  کار اداری داشتم و شبش برمیگشتم کرمانشاه،سال ۸۴ تهران بودم و اونوقتا زیاد میرفتم امام زاده صالح، این بار بعد ۱۰ سال گفتم برم زیارت منتهی دلم خیلی گرفته بود مخصوصا از چیزایی که  پارک دانشجو دیدم پشت تیاتر شهر  مواد فروشا به راحتی داشتن  مواد میفروختن،خانمی که شاید ۲۴ ،۲۵ سالشم نمیشد برا مواد التماس میکرد،و چیز های دیگر که بماند.... حالم گرفته شده بود. تو اتوبوس BRT تو مسیر امام زاده  بودم یهو دختر کم سن و سال و محجبه  شاید ۱۶ ،۱۷ سالش میشد حالش بد شد صندلی رو بهش دادم  پرسیدم  خوبه یا نه رنگش زرد شده بود کمی میلرزید ، حدس زدم فشارش افتاده، تو اتوبوس داد زدم کی شکلات داره باورتون نمیشه در عرض چند ثانیه چند مشت شکلات جمع شد اصلا انتظار نداشتم اثر چیزایی که تو پارک دیدم از بین رفت  خدا رو شکر کردم که هنوز مردم کاملا مهربونی رو فراموش نکردن.خدا رو شکر.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 05:32 ب.ظ


میترا
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:04 ق.ظ
بسیار وبلاگ خوبی دارید، لذت بردم، براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم و امیدوارم همیشه سلامت و شاداب باشید.
پاسخ مهرداد :

سلامت باشید.
ممنون از نظر ارزشمند شما
سحر
دوشنبه 8 خرداد 1396 05:27 ب.ظ
بسیار مطلب عالی بود!
ممنونم از وبلاگ خوبتون
پاسخ مهرداد : سلام بر شما
گروه تبلیغاتی پروانه
پنجشنبه 31 فروردین 1396 04:22 ق.ظ
سلام و احترام خدمت مدیر وبلاگ!
گروه تبلیغاتی ما جهت افزایش بازدید وبلاگ شما اقدام به ارسال پیام به دیگر وبلاگها می کند.
شما میتوانید بسته های تبلیغاتی افزایش بازدید سفارش دهید و به راحتی بازدید وبلاگ خود را زیاد کنید.
برای اطلاعات بیشتر و سفارش به وبلاگ ما بیایید.
موفق باشید!

پاسخ مهرداد : سلام
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 08:53 ب.ظ
I truly love your blog.. Great colors & theme. Did you create this site
yourself? Please reply back as I'm trying to create my own blog and
want to know where you got this from or exactly what the theme is named.
Cheers!
پاسخ مهرداد : Thanks
No I didn't do it.
you can start from here:
http://mihanblog.com
I can create a post about it ,if you want!

you're wellcome
کاکایوسف
جمعه 17 اردیبهشت 1395 10:44 ب.ظ
خاطره جالبی بود.
منم ازین پارک دانشجو اصلن خوشم نمیاد البته از خود تیاتر شهر خاطرات خوبی دارم
زنده باد شخصیت پسرعمه زای کلاه قرمزی که عاشق شکلاته
پاسخ مهرداد : سلامت باشی کاک یوسف
کاکا اصلا فضای پشت تیاتر شهر در شان تیاتر شهر نیست نمیدونم چرا سرو سامانی نمیدن بهش.اون روز اونجا رفتم گفتم قبل برگشت یه نمایش ببینم، ولی نشد .درود بر پسر عمه زا سپاس از حضورتون
مهرداد
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 12:36 ب.ظ
:
همسایه عزیز در رابطه با این متن:
میشه خودتون رو معرفی کنین؟لطفا
(جسارتا...........
.
.
.
دوری میکنم)
دل سوختگان
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 08:40 ق.ظ
و هنوز هم ، مهربانی هست . . .
و هنوز هم ، زندگی هست . . .
و هنوز هم ، امیدواری هست . . .
و این دلیلی برای ادامه دادن است . . .

گاهی یک حرف .. یک رفتار .. یک تلنگر .. یک لبخند .. دنیای را عوض می کند و چه خوب می شد همه ی یک ها خوب بودند و دنیایی را به سمت خوبیها ببرند . . !؟

پاسخ مهرداد : :
درود بر تو دلسوخته جان
به قول دل آرام بانو دلخوشیم به همین اتفاق های ساده هر چند گذرا .
آری چه خوب می شد دنیا به سمت خوبی ها میرفت، ولی افسوس چهره ی زشتیها در روزگار ما عیان تراست، کسی چه میداند شاید همین آمیخته ای از خوبیها و بدیها خود زندگی باشد
دلگرم و خشنود از حضور پر احساستون
دل آرام
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 07:21 ب.ظ
آدمها به دلخوشی های ساده و اندک شاد می شوند ...
اما موضوعی رو بگم مهرداد گرامی
اینکه اثر آن خانمی که برای مواد التماس میکرد عمیق تر و نابود کننده تر است برای جامعه ..
شوربختانه !
پاسخ مهرداد : باید اعتراف کنم که حق با شماس بانو ، شیرینی شکلات تنها یه مسکن موقت بود وتلخی التماس و اعتیاد آن دختر جوان هنوز سبب اندوه است..
ممنون از حضورتون