:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
پنجشنبه 19 اسفند 1395-06:59 ب.ظ



مگر نه اینکه هر شخصی،ملتی ،جامعه ای برای خودش آرمان دارد؟
خوب برای آن آرمان باید تلاش کرد، مگر نه؟باید  رنگ و بو وخلق وخوی آن ملت حداقل تناسبی با آن آرمان داشته باشد.
آیا به راستی ملت ما، ایران اینگونه است؟
مگر آرمان ما پیشرفت نبود؟
مگر آرمان ما عدالت نبود؟
مگر  آرمان ما استقلال نبود؟
مبارزه با امپریالییییییییییییییییییییییییییییییییییییزم نبود؟( نمیدونیم شعار مرگ بر لیبریالیسم را قبول کنیم یا تابعیت عزیزان در بلاد کفر)
آیا ما الان ملتی هستیم که داریم برای استقلال تلاش می کنیم؟با امپریالیزم مبارزه میکنیم؟.
یا باید سفت بچسبیم انچه را که هم داشتیم به باد فنا ندهیم .(شاید هم بر باد داده ایم! نمونه اش محیط زیست و شاید هم اخلاق)
یعنی اینقدر در راه آرمان تلاش کردن سخت است؟!که خیل عظیم  ملت و به صورت بارز  بسیاری از خواص باید اینگونه باشند که الان هستند.می ترسم مصداق ضرب المثل  آش نخورده و دهن سوخته بشیم (شاید هم شدیم).
غایت  سیستمی چنین بل بشو چه خواهد شد؟؟؟
خیلی دوست دارم تاریخ آلمان بعد از جنگ جهانی دوم رو بخونم.
باور کنید حواسم هست مصداق اون نشم که از دور میگه لنگش کن.اما دلمان اتفاقی میخواهد در راستای آرمانهایمان.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 05:24 ب.ظ


جیرجیرک
یکشنبه 6 فروردین 1396 02:58 ب.ظ
معنی و مفهوم آرمان داشتن رو توی مردم کشتن
اونی که رفت بلاد کفر هم از ادعاهای پوچ و دروغها و بازی با کلمه ها و دزدی ها و بی عدالتیا و ملاک شایستگی نبودن رفت....
پاسخ مهرداد : هیییی
درود بر شما
منظورم اوناییه که ملت رو سر کار گذاشتن.
وگرنه هر انسانی آزاده هرجا که میخواد زندگی کنه....