:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-12:18 ب.ظ



دقیقا یادم نمی آید چند سال پیش بودفکر کنم سال  89 یا 90 بود، اوضاع مالی هم داغون بود .دندان های عقلم داشتن اذیت میکردن و از بخت بد سرما خوردگی شدیدی هم گرفته بودم .اصولا کم دکتر رفتم و اگر منوال همین باشد باز هم همین رویه را ادامه می دهم.
خوب کجا بودیم؟آها خلاصه به اصرار خانواده به مطب رفتم. دکتر بعد از گذاشتن چوب بستنی و نگاهی مختصر به ته حلق درخواست دفترچه کرد که گفتم : به منشی هم گفته ام دفترچه ندارم  شروع کرد به نوشتن نسخه و بعد درخواست پول کرد به خاطر سردردی که داشتم حواسم به مقدار پولی که همرا برده بودم نبود خلاصه آن مقداری که دکتر درخواست میکرد در کیف من نبود جیب هایم را گشتم یهو گفتم آها این 75 تومان پول خورد بعد گفت جیب های دیگر رو هم بگرد!!!!!!!! و من که چشم هام که مثل  رنگو از حدقه بیرون زده بود باز جیب هایم را گشتم جلوی چشمان او . این جیب آن جیب فقط برای یک سکه ی 25 تومانی!!!!!!!!! پیدا کردم و آن را به او دادم .پیش خودم فکر کردم که باشد من پول تو را کامل دادم  آخر خوش انصاف پیش خودت فکر نکردی من بیمار با این حال نزار چه جوری برگردم خونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
باورتان بشود یا نشود در طول این 33 سال هنوز به تعداد انگشتان یک دست به خاطر بیماری به مطب نرفته ام.

پ.ن1:البته این تنها مورد نبوده است.
پ.ن2:هیییی میهن بلاگ  چرا مشکلت رو برطرف نمیکنی آخه؟؟

پ.ن3 : مثل این عکس او را نگاه می کردم:





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 06:19 ب.ظ


جیرجیرک
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 12:40 ق.ظ

از اون موقعی که دکترا دیگه نرفتن بالین مریض، وضع شد این
پاسخ مهرداد : آری به گمانم
داستان کوتاه منصور
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 10:09 ق.ظ
سلام... اصلن معرفت ربطی به ریاست وپست ومقام وکیاست به معنای زیرکی وهوشیاری ندارد. تازه اکتسابی هم نیست و ریشه ذاتی دارد در ضمن اعیاد شعبانیه بر شما نیز مبارک...
پاسخ مهرداد : درود برادر منصور
بله به حقیقت که معرفت در گرانی است.
باران عشق
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 10:24 ب.ظ
اکنون که قلبم شوق دیدار تو را دارد

و حس زیبایی به نام "پرواز به سوی تو" در من جاریست،

می خواهم که لحظه لحظه ی زندگیم بوی تو را داشته باشد.

دوست دارم تا محنت های این دنیای تاریک را پشت سر بگذارم

و به سویت پرواز کنم،

به سوی تو که آرام بخش قلب ناآرام و تنهای منی
پاسخ مهرداد : عاشقانه ی زیبایی بود