:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396-06:37 ب.ظ



آمده بود برای کار های مربوط به سهام  عدالت ،پیرزنی را میگویم که در بانک دیدم امروز.سواد نداشت پاس کاری میشد بین باجه ها،خانمی فرمهای مورد نیازش را پر کرد ودر نهایت به باجه ای که باید می رفت رهنمون شد.
کارمند:اسمت چیه؟
پیرزن:رنگین
کارمند:متولد چندی ننه
پیرزن :47
-باورم نمیشد چه قدر شکسته شده بود -
کارمند: شغل؟
زن: بدبخت
کارمند :گزینه ی بدبخت وجود نداره ننه، بزنم خانه دار؟
زن : نه بزن بدبخت
.
.
.
.
خیلی فقیر می زد،بنده ی خدا 50 تومان هم برای افتتاح حساب داده بود جهت گرفتن سهام عدالت. یاد کارتون رابینهود افتادم .
50 هزارتومان برای گرفتن سهمش  ،50 هزار تومان برای گرفتن تمام سهمش از عدالت .

پ.ن:رنگین در زبان کردی یعنی زیبا، قشنگ.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 05:19 ب.ظ


جیرجیرک
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 12:38 ق.ظ

یک امیرالمومنین دیگری نیاز داره این روزگار... هعییی
پاسخ مهرداد : هعییی گفتین خانم
عاشق امام علی (ع) هستم
اصلا به قولی تمام حجت من بر مسلمانی علی است.
دل آرام
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:35 ب.ظ
سلام بر قدیمی .. مرد دریا

خوبین .ممنونم که با وجود مشکلات قالب سرسختانه کوشش کردنی و موفق شدین ..
اکر نیستم یک سری مشکلات هست که باهاشان گلاویزم.. امید در آینده نزدیک پر رنگ برگردم..
پاسخ مهرداد : سلام دل آرام بانو
همممممم آری میهن بلاگ هم قاطی کرده حسابی،
امیدوارم تک تک مشکلات را حل کنید و بشود آنچه که می‌خواهید.
امید که شاد و سلامت باشید همیشه، دعا می کنیم