تبلیغات
گلاریژان - حسین

حسین

شنبه 8 مهر 1396 04:26 ق.ظنویسنده : مهرداد

 
          در بارگاه قدس که جای ملال نیست      سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است 
                  
     یا حسین (ع)
تاسوعای حسینی ۹۶ 
آب های نیلگون خلیج فارس.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 بهمن 1396 03:11 ق.ظ

 
دوشنبه 18 دی 1396 04:23 ق.ظ
سلام بر شما برادر مهربانم.
دقایقی را در خانه ی پرمهرتان گشتم و گشتم و پشیمان و پشیمان تر شدم ازینکه چرا زودتر این خانه ی پر از انسانیت و رحمت الهی را نیافته بودم.
و سپاسگزار رب العالمین هستم که مرا به نوشته های انسانی و پرمحبت شما رهنمون ساخت.
.
.
.
.
سالهاست که با علم و دانش و قدرت و خانواده و عشق و نفرت و همممممممممه چیز، غریبه شده ام، و فقط دو خانه را می بینم و می شناسم و اهمیت می دهم :
۱. خانه ی رحم و گذشت و بخشش و رحمت و مهربانی.
۲. خانه ی بیرحمی و خودخواهی و بیرحمی و بیرحمی.
.
.
و من حقیر و ناچیزم را نوکر و خاک آستان اهالی خانه ی رحم كنندگان می دانم.
و دشمن و قهر و بیگانه و آشتی ناپذیرم با اهالی خانه ی بیرحمی.
.
.
.
.
و ار آنجایی که در نوشته های شما طی چند پستی که خواندم، "رحم کردن" را در وسط دیدم، خودم را خاک پای شما نیز می دانم.
و دعا می کنم که شما برخلاف سایر مردم این زمانه، دور از ریا و تظاهر و دروغ و فریبکاری باشید.
و حقیقتا همین باشید که خواندم.
.
.
در اینصورت، چشمان و قلب و جان این برادر حقیرتان را فرش زیر پای خویش بدانید.
.
.
خوشحالم از آشنا شدن با خانه ی اندیشه های پرمهر تان.
حق نگهدارتان باد عزیزدل.
مهرداد
سلام اخوی
سپاس از این همه حضور پر مهرتان.
لیکنم بنده آن چیزی نیستم که فرمودین ....واین نظر لطف شماست
چشم خدمت خواهم رسید....
یکشنبه 16 مهر 1396 04:19 ب.ظ
گاهی :


گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود


گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود


گاهی بساط عیش خودش جور می شود


گاهی دگر، تهیه بدستور می شود


گه جور می شود خود آن بی مقدمه


گه با دو صد مقدمه ناجور می شود


گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است


گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود


گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست


گاهی تمام شهر گدای تو می شود…


گاهی برای خنده دلم تنگ می شود


گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود


گاهی تمام آبی این آسمان ما


یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود


گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود


ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود


گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت


گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود


کاری ندارم کجایی چه می کنی


بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود


« شادروان قیصر امین پور »
مهرداد
هیییییی
به گمانم دل ما دیگر پیر شده است
از بس که بی عشقی کشید، بی عشقی چشید.
دوشنبه 10 مهر 1396 11:14 ق.ظ

سلام مهرداد جان . . .
عزاداریتان مقبول حضرت حق انشاا... .


شاد و موفق باشید مهربان دوست خوبم . . .



مهرداد
سلام آقا بهرام
همچنین، ممنون از شما
امیدوارم همیشه شاد وسلامت باشید
شنبه 8 مهر 1396 10:05 ق.ظ
لایک بسیار لایکc
مهرداد
سپاسگزارم