:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
دوشنبه 22 آبان 1396-04:29 ب.ظ




سخت بود سخت.شش ،هفت باری زلزله رو تجربه کرده بودم اما این بار فرق می‌کرد.همه دویدیم سمت حیاط که دیوار های کوتاه تری داشت .حین فرار چندین بار زمین خوردم .در و دیوار بود که داشت حرکت می کرد ،پدر جا ماند برگشتم داخل در حین بیرون آمدن چندین بار زمین خوردم همگی وسط حیاط کوچیک خونه جمع شدیم ،آنچه برا هراس همه می افزود نبود برق و تاریکی بود مثل قیامت بود صداهای در هم و مبهم و جیغ و داد بود که از محله داشت به گوش می‌رسید.به واسطه طولانی شدن زلزله ما دیگر امیدی به زنده ماندن نداشتیم و جمیعا شروع به خواندن اشهد کردیم و مرگ را پذیرفتیم.خدا خواست زمین بیشتر از این نلرزید و ما زنده ماندیم  .

تسلیت می‌گم به بازماندگان و از پروردگار متعال طلب غفران دارم از برای رفتگان.

22 آبان 96



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 03:09 ق.ظ


کاکایوسف
چهارشنبه 8 آذر 1396 04:10 ب.ظ
خداوند به بازماندگان بی خانمان زلزله کرمانشاه شکیبایی عنایت کند و رحمت بی کران. آمین.
پاسخ مهرداد :
درود بر کاکای گرامی
سپاس از ابراز همدردی

ودرود بر مردم مهربان و شریف ایران.
دل آرام
سه شنبه 23 آبان 1396 10:11 ب.ظ
با دیدن این اخبار و تصاویر واقعا روحم درد میگیره ...
خدای من الان چند کودک بی مادر شدن ؟ بی پدر شدن و شاید هردو !!!!!

آه خدایا ..

زلزله !!!!! حرفی برای گفتن ندارم مهرداد.. واقعا ندارم..

برای این غمگین ترین حالت غم هیچ کلمه یاری نیست ...
پاسخ مهرداد :
ممنون از ابراز همدردی دل آرام گرامی
بلای ناگهانی و سختی هست که امیدوارم دیگه هیچ کی تجربه نکنه.
حقیقتا که غمگین ترین حالت غمه:(
شباهنگ
دوشنبه 22 آبان 1396 05:47 ب.ظ
تسلیت میگم
خدا به بازماندگان صبر بده
پاسخ مهرداد :

سپاس گزارم از ابراز هم دردی شما با مردم زلزله زده کرمانشاه.
فریماه
دوشنبه 22 آبان 1396 05:08 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید