:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
یکشنبه 12 آذر 1396-07:37 ب.ظ




تصویر برگرفته از سایت علمی نخبگان جوان

لباسش و  پوشش بد  و زننده نبود ،خانم م.ا آمد. وی  حراست بانوان بود . تذکری به همراه من داد همراه من دختر خانمی بودن که جهت مشاوره فنی پروژه اش  داشتیم با هم صحبت می کردیم به نظرم تذکرشان به جا نبود لیکن گوش کرده و به بیرون دانشگاه رفتیم.


گذشت روزی گذرم به دانشگاه افتاد .دختر خانمی رو دیدم که پوشش مناسب دانشگاه رو نداشت  و سوالی پرسید از بنده،  چند قدم آن طرفتر خانم  م.ا به ما نزدیک شد و قصد تذکر به خانم را داشتن که دختر خانم چرخید و گفت سلام مامان !!!!؟؟؟؟ از تعجب خشکم زد. دست دختر را گرفت و برد تا اتاقک نگهبانی که متوجه شدم داشت سرزنشش می کرد...

قصد طعنه نبود...
سوالی در ذهنم تکرار شد ، و می شود. این دوگانگی چرا .....از کی شروع شد ؟چرا این فاصله ها ایجاد شد؟.......



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 بهمن 1396 03:08 ق.ظ